سلام

اومدم یه پست تازه بذارم ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم چی بنویسم؟!

مجلسمون تموم شد و من دیشب با یه دنیا غصه خوابیدم که دهه ی روضه مون تموم شد 

یک هفته برنامه ی سیکل ماهانه م جلو افتاده و من رو در بهتی عظیم و ضعفی ژرف فرو برده 

وزنم امروز تا 98:700 پایین اومد ولی به گمانم باز بپره بالا 

دو کیلو دیگه کم بشم کاهشم از اول تا حالا به 40 کیلو می رسه و چه حس رضایت آرامش بخشی دارم که صبور بودم و با کج خلقی هام در افت و خیز های کاهشی خودم کنار اومدم

حس غریبی دارم وقتی لباسام نوی نو گشاد می شن از یه طرف خوشحالم و از طرفی کلافه ولی خوشحالی غلبه داره 

خدای مهربون به خاطر همه چیز تو رو شکر به خاطر همه چیز 

خدا جون آرامش رو مهمون خونه ی دل همسر عزیزم کن که در حال حاضر از عزیز ترین کسان منه و تاب دیدن دل آشفتگیشو ندارم 

براش دعا کنین دوستای خوبم