پست تازه
سلام
اومدم یه پست تازه بذارم ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم چی بنویسم؟!
مجلسمون تموم شد و من دیشب با یه دنیا غصه خوابیدم که دهه ی روضه مون تموم شد
یک هفته برنامه ی سیکل ماهانه م جلو افتاده و من رو در بهتی عظیم و ضعفی ژرف فرو برده
وزنم امروز تا 98:700 پایین اومد ولی به گمانم باز بپره بالا
دو کیلو دیگه کم بشم کاهشم از اول تا حالا به 40 کیلو می رسه و چه حس رضایت آرامش بخشی دارم که صبور بودم و با کج خلقی هام در افت و خیز های کاهشی خودم کنار اومدم
حس غریبی دارم وقتی لباسام نوی نو گشاد می شن از یه طرف خوشحالم و از طرفی کلافه ولی خوشحالی غلبه داره
خدای مهربون به خاطر همه چیز تو رو شکر به خاطر همه چیز
خدا جون آرامش رو مهمون خونه ی دل همسر عزیزم کن که در حال حاضر از عزیز ترین کسان منه و تاب دیدن دل آشفتگیشو ندارم
براش دعا کنین دوستای خوبم
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 5:3 توسط ماهگل
|
این بار محکم تر از هربار آغاز کرده ام